نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
ماجرای این حادثه به بازپرس جنایی مخابره شد و طولی نکشید که کارآگاهان و بازپرس در محل حادثه حاضر شدند. همسر سوم مرد تاجر مدعی بود که شوهرش بر اثر حمله قلبی فوت شده اما آنچه تیم جنایی با آن روبهرو شد، صحنهای بود که نشان میداد ماجرا فراتر از یک مرگ طبیعی در خواب است.
علاوه بر این، آثار جراحت روی صورت، کبودیهای شدید روی دستها و پاها و ردبستن دهان مقتول، نشان از یک درگیری شدید و مقاومت در برابر مرگ داشت. همچنین آثار شکستهشدن شیشه پنجره سالن در صحنه جرم، گویای این بود که در لحظات پایانی زندگی مرد تاجر جدالی خونین میان او و قاتلانش در جریان بوده است.
مظنونان اصلی این پرونده همسر سوم مقتول و پسر ۱۵سالهشان بودند. آنها بازداشت شدند اما اصرار بر بیگناهی داشتند. در نهایت با توجه بهوجود شواهد و مدارکی که علیهشان بود، پرده از حقیقتی تکاندهنده برداشتند. آنها اعتراف کردند که پس از درگیری با مقتول، دست و پا و دهانش را با پارچه بستند و او را در اتاق رها کردند تا اینکه پس از ۲۴ساعت، او جان باخت. با افشای این حقایق، زن میانسال برای انجام تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. همچنین پسر ۱۵ساله وی که در جنایت نقش داشت، بهدلیل سن کم به دادسرای اطفال انتقال یافت و تحویل کانون اصلاح و تربیت شد. این در حالی است که تحقیقات در این پرونده ادامه دارد.
گفت و گو
همسر سوم مقتول میگوید که در این مدت زندگی خیلی سختی داشته اما قصد او و پسرش قتل نبوده و فقط میخواستهاند، شوهرش را تنبیه کنند.
چرا میخواستید او را تنبیه کنید؟
او با اینکه موقعیت مالی خوبی داشت، اما خیلی بداخلاق بود. مدام به من و پسرمان بیاحترامی میکرد و کتکمان میزد. من و پسرم احساس میکردیم در زندان هستیم.
چرا زندگیتان به این سمت کشیده شد؟
چون من یک زن بدشانس هستم. دلم میخواست به آرامش برسم. فکر کردم با این ازدواج در آسایش خواهم بود اما اشتباه میکردم.
برگردیم به روز حادثه. آن روز چه اتفاقی رخ داد؟
من نمیخواستم او را بکشم! قسم میخورم قصد قتل نداشتم. فقط میخواستم او را تنبیه کنم. میخواستم آنقدر از دنیا دور شود که بفهمد چقدر من را آزار داده است. عصر چهارشنبه وقتی با همدستی پسرم، قرصهای خوابآور را در چای او ریختیم، فکر میکردیم فقط چند ساعتی میخوابد و وقتی بیدار شود، درس عبرت میگیرد و دیگر ما را اذیت نمیکند.
میخواستیم حسابی او را تنبیه کنیم. وقتی بیهوش شد به دهانش چسب زدیم. کمی بعد که به سراغش رفتیم متوجه شدیم که به سختی نفس میکشد. چسب روی دهانش را باز کردیم. ظهر روز بعد باز به سراغش رفتیم و متوجه شدیم که نفس نمیکشد. دست و پاهایش را باز کردیم و قرار شد ساعاتی بعد با اورژانس تماس بگیریم و بگوییم که او در حال استراحت بوده و دیگر نقس نمیکشد که در این میان پسرش از همسر دومش به سراغش آمد و راز این ماجرا برملا شد.
برای شب قبل از این حوادث بود. شوهرم با من و پسرمان درگیر شده بود و در این درگیری شیشه شکست.
پسرت در این جنایت چه نقشی داشت؟
با کمک او دستها و پاهای همسرم را بستیم. او هم نمیخواست پدرش کشته شود. میخواستیم او را تنبیه کنیم که باعث شدیم او جانش را از دست بدهد.
در آستانه اربعین حسینی و در راستای ادای احترام به مقام شامخ شهدا، مدیرعامل شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون و هیئت همراه علاوه بر سرهنگ شاپور احمدی فرمانده سپاه ناحیه امام علی (ع) دوشنبه ۱۲ مرداد با خانواده شهید محمد امین قاسمی قاسموند، دیدار کرد.
فرمانده انتظامی شهرستان باوی اظهار کرد: در راستای مبارزه با قاچاق سوخت، مأموران کلانتری ۳۲ شیبان با اقدامات اطلاعاتی یک دستگاه خودروی نیسان حامل سوخت قاچاق را شناسایی کردند.
نشست کمیسیون عمران شورای اسلامی شهر مسجدسلیمان با حضور محمود جعفری شهنی رئیس کمیسیون عمران، غضبان حکمتنژاد، خلیل خسروی و علی زمانپور اعضای شورای شهر، رضا ارزانی سرپرست شهرداری، معاونت امور زیربنایی و مسئولان دوایر مربوطه در صحن پارلمان شهری برگزار شد و آخرین وضعیت پروژههای عمرانی، خدماتی و زیرساختی شهر مورد بررسی قرار گرفت.
نشست کمیسیون فنی و عمران شهرداری مسجدسلیمان با محوریت بررسی آخرین وضعیت پروژههای عمرانی، رفع موانع اجرایی و برنامهریزی برای افتتاح چندین طرح عمرانی در آستانه هفته دولت برگزار شد.
Δ