چرا بعضی جوان‌ها از ازدواج فرار می‌کنند؟! چرا خانواده از اولویت زندگی کنار رفت؟

ترس از مسئولیت، تصور محدود شدن آزادی و تغییر ارزش‌های زندگی، ازدواج را برای بخشی از جوانان به انتخابی دشوار تبدیل کرده است؛ اما آیا واقعاً تجرد می‌تواند آرامش بیشتری به همراه داشته باشد؟

ترس از مسئولیت، تصور محدود شدن آزادی و تغییر ارزش‌های زندگی، ازدواج را برای بخشی از جوانان به انتخابی دشوار تبدیل کرده است؛ اما آیا واقعاً تجرد می‌تواند آرامش بیشتری به همراه داشته باشد؟


به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ازدواج و فرزندآوری از مهم‌ترین پایه‌های حفظ هویت، پویایی و نشاط اجتماعی به شمار می‌روند. عبور از چالش‌های امروز حوزه خانواده، نیازمند بازنگری در نظام ارزشی، تقویت مهارت‌های زندگی مشترک و فراهم کردن حمایت‌های ساختاری از سوی دولت است؛ مسیری که در آن، اعتماد به وعده‌های الهی و عبور از «منیت» می‌تواند خانواده را بار دیگر به کانون آرامش و برکت زندگی بازگرداند.

در سال‌های اخیر، در بخشی از افکار عمومی، تعریف متفاوتی از «خوشبختی» و «آرامش» شکل گرفته است. بخشی از نسل جوان، تأهل را با محدودیت، غم و ناآرامی پیوند می‌دهد و در مقابل، تجرد را مساوی آزادی و شادی می‌داند؛ تا جایی که این جمله کلیشه‌ای بارها شنیده می‌شود: «ما مجرد خوشحال زیاد دیده‌ایم، اما متأهل خوشحال انگشت‌شمار».

از آنجا که در نگاه اسلام، ازدواج تنها یک قرارداد اجتماعی برای تأمین نیازهای اولیه نیست، بلکه سنتی نبوی و زمینه‌ای برای رشد و تعالی انسان محسوب می‌شود، بررسی دقیق این تصور اهمیت ویژه‌ای دارد. از همین رو، در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام محمد تقیان، مشاور و کارشناس خانواده، تلاش کرده‌ایم این مسئله را از منظر دین‌شناسی و روان‌شناسی خانواده بررسی کنیم.

بنابر روایت حوزه، در این گفت‌وگو، علاوه بر نقد تصور رایج درباره شادی مجردها و غم متأهلان، موضوعاتی همچون فلسفه فرزندآوری، مسئولیت‌پذیری، دلایل گرایش به تجرد، پدیده «سگ‌فرزندی» و راهکارهای رسانه‌ای، آموزشی و ساختاری برای تقویت جایگاه خانواده مورد بررسی قرار گرفته است.

این گفت‌وگو با هدف باز کردن برخی گره‌های ذهنی درباره ازدواج و تشکیل خانواده، تقدیم مخاطبان می‌شود.

. اهداف اسلام از تشریع سنت ازدواج، فراتر از پاسخ به نیازهای اولیه انسان چیست؟ . چرا برخی جوانان تصور می‌کنند افراد مجرد شادتر و متأهلان غمگین‌ترند؟ آیا این برداشت، ناشی از خطا در تعریف شادی نیست؟ . اگر شادی و هیجان در زندگی مجردی دیده می‌شود، آیا این احساس پایدار است؟ . چه تفاوتی میان «لذت و هیجان زودگذر تجرد» و «آرامش پایدار یا سکونت در تأهل» وجود دارد؟ . چرا با وجود تأکید قرآن بر آرامش‌بخش بودن رابطه زن و شوهر، برخی ازدواج‌های امروزی به عامل تنش و فرسایش روحی تبدیل شده‌اند؟ . آیا ترس نسل امروز از ازدواج، در واقع ترس از تعهد و مسئولیت‌پذیری است یا ازدواج واقعاً مانعی برای رشد و آزادی انسان محسوب می‌شود؟ . آیا فردی که با نگاه تجردگرایانه وارد زندگی می‌شود و لذت را در بی‌مسئولیتی می‌بیند، در ادامه برای فرار از دشواری تربیت فرزند به «سگ‌فرزندی» و موارد مشابه گرایش پیدا نمی‌کند؟ . برای جوانانی که در چرخه «تجرد، سگ‌فرزندی و…» گرفتار شده‌اند، راه رهایی چیست و چگونه می‌توان شادی حقیقی و متعالی را دوباره به آنها معرفی کرد؟

خدای متعال برای هر پدیده‌ای در عالم، جایگاه و کارکرد مشخصی قرار داده است. قرآن کریم می‌فرماید:

«قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا» (طلاق: ۳)

یعنی خداوند برای هر چیزی اندازه و مقداری تعیین کرده است. بنابراین، هرگاه یک پدیده در جایگاه واقعی خود قرار گیرد، به کارکرد اصلی و هدفی که برای آن در نظر گرفته شده، نزدیک‌تر خواهد شد.

«وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَی» (طه: ۵)

این آیه نشان می‌دهد که خداوند از طریق تقدیر و وضع قوانین، مسیر هدایت انسان را مشخص می‌کند. در حقیقت، قوانین حاکم بر عالم در نهایت با هدایت انسان ارتباط دارند. همین معنا را در دعای زیارت امین‌الله نیز مشاهده می‌کنیم؛ آنجا که می‌خوانیم:

«اَللّهُمَّ فَاجعَل نَفسِی مُطمَئِنَّهً بِقَدَرِکَ»

یعنی از خداوند می‌خواهیم جان ما را به تقدیر و قوانین الهی آرام و مطمئن سازد.

بر این اساس، نمی‌توان پذیرفت که خداوند قانونی را برای انسان وضع کرده باشد که ذاتاً موجب آسیب روحی و روانی او شود؛ چراکه قوانین الهی برای هدایت و رسیدن انسان به آرامش وضع شده‌اند.

 نقد تصورهای نادرست درباره ازدواج و تجرد

اگر قوانین الهی در جایگاه واقعی خود قرار گیرند، نتیجه آن آرامش انسان خواهد بود. از همین رو، اینکه بخواهیم شادی را به تجرد و غم را به تأهل نسبت دهیم، نوعی مغالطه است.

نمی‌توان عامل شادی یا اندوه افراد را صرفاً وضعیت تأهل آنها دانست. در میان مجردها نیز کسانی وجود دارند که به دلایل مختلف با رنج و مشکلات روحی مواجه‌اند. از سوی دیگر، ممکن است فرد متأهلی با وجود برخورداری از زندگی مشترک، به دلیل بیماری، مشکلات اجتماعی یا از دست دادن یکی از عزیزانش دچار اندوه شود. بنابراین، منشأ این حالات روحی را نمی‌توان صرفاً در مجرد یا متأهل بودن جست‌وجو کرد.

همان‌طور که شادی افراد الزاماً نتیجه مجرد بودن آنها نیست، تأهل نیز به خودی خود موجب غم نمی‌شود. در جامعه، افراد متأهل بسیاری وجود دارند که از نشاط، شادابی و روحیه مطلوب برخوردارند و در زندگی خود نیز موفق هستند. در مقابل، افراد مجردی هم هستند که با وجود تجرد، زندگی‌شان سرشار از غم و ناراحتی است.

من در جایگاه مشاور، با جوانان بسیاری مواجه شده‌ام که سال‌های جوانی خود را با ناراحتی از نداشتن امکان ازدواج سپری می‌کنند و آرزو دارند شرایطی برای تشکیل زندگی مشترک پیدا کنند. آنها معتقدند ازدواج می‌تواند کیفیت زندگی و حال روحی‌شان را به شکل قابل توجهی تغییر دهد. این افراد نیز نشان می‌دهند که نمی‌توان تأهل یا تجرد را معیار قطعی شادی و غم دانست.

پیش از ادامه بحث، باید به یک مغالطه رایج توجه کرد: نباید پدیده‌های پراکنده را به یکدیگر نسبت دهیم.

برای مثال، برخی تصور می‌کنند افرادی که اهل عبادت نیستند، لزوماً زندگی آرام‌تری دارند و در مقابل، افراد متدین همیشه گرفتار سختی هستند. این نیز برداشت نادرستی است. در واقع، افراد بسیاری را می‌بینیم که با وجود بی‌توجهی به عبادات، با مشکلات روحی، روانی و دشواری‌های مختلف زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

بنابراین، نمی‌توان یک عامل ساده مانند میزان عبادت یا وضعیت تأهل را علت اصلی شادی یا اندوه انسان دانست. برای فهم درست مسئله باید ریشه‌های واقعی این حالات را شناسایی کرد.

ازدواج؛ رابطه‌ای برای رسیدن به آرامش

«وَ مِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا»

یعنی از نشانه‌های خداوند این است که برای انسان از جنس خودش همسرانی آفرید تا در کنار آنان به آرامش برسد.

با این حال، پرسش مهم این است که اگر هدف از ازدواج رسیدن به آرامش است، چرا برخی زوج‌ها پس از ازدواج به این آرامش دست پیدا نمی‌کنند؟

پاسخ را باید در یک نکته مهم جست‌وجو کرد: مشکل لزوماً از اصل ازدواج نیست؛ بلکه زندگی مشترک، یک عرصه مهارتی است و اگر فرد مهارت‌های لازم را نیاموخته باشد، همین رابطه می‌تواند به منبع مشکلات تبدیل شود.

برای درک بهتر موضوع، تصور کنید فردی هر روز برای رفتن به محل کار پیاده حرکت می‌کند و مثلاً نیم ساعت در مسیر است. روزی به او پیشنهاد می‌شود که به جای پیاده‌روی، خودرو تهیه کند. او نیز یک خودروی مناسب، حتی یک شاسی‌بلند مجهز، می‌خرد.

اما مسئله از اینجا آغاز می‌شود که فرد هیچ مهارتی برای استفاده از خودرو ندارد. نمی‌داند چگونه کلاچ بگیرد، دنده عوض کند یا میزان گاز را کنترل کند. حتی اگر تمام دستورهای لازم را به او بگویند، باز هم توانایی انجام آنها را ندارد.

در نتیجه، ممکن است ساعت‌ها کنار خودرو بماند و به مقصد نرسد. حتی اگر خودرو حرکت کند، به دلیل نداشتن مهارت رانندگی احتمال خاموش شدن ماشین یا برخورد آن با دیوار و درخت وجود دارد.

در چنین شرایطی اگر فرد بگوید «من وقتی پیاده می‌رفتم، راحت‌تر به مقصد می‌رسیدم؛ این ماشین به درد نمی‌خورد»، پاسخ روشن است: مشکل از خودرو نیست؛ مشکل این است که راننده مهارت استفاده از آن را یاد نگرفته است.

ازدواج نیز چنین وضعیتی دارد. مسئله لزوماً خود ازدواج نیست؛ زندگی مشترک نیازمند مهارت‌آموزی است.

«… لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا…»

«… وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً…»

خداوند میان زن و شوهر «مودت» و «رحمت» قرار داده است. همین دو مفهوم، از مهم‌ترین مهارت‌هایی هستند که زن و مرد باید آنها را بشناسند و در زندگی مشترک به کار بگیرند.

فردی که وارد ازدواج می‌شود، در حقیقت وارد عرصه‌ای با قواعد و الزامات خاص خود شده است.

برای مثال، فردی که پیاده به محل کار می‌رود، نیازی به سوخت، روغن، بیمه، تعمیرات یا یادگیری رانندگی ندارد. اما وقتی خودرو می‌خرد، مسئولیت‌های تازه‌ای نیز بر عهده او قرار می‌گیرد؛ باید سوخت تهیه کند، خودرو را بیمه کند، هزینه‌های آن را بپردازد و مهم‌تر از همه، رانندگی را یاد بگیرد.

بنابراین اگر فردی از زندگی مشترک خود ناراضی است، باید بررسی کرد که آیا پیش از ورود به این زندگی، مهارت‌های لازم را آموخته است یا نه. نمی‌توان انتظار داشت قواعد زندگی مجردی را عیناً وارد زندگی مشترک کنیم؛ همان‌طور که نمی‌توان بدون یادگیری رانندگی، انتظار داشت یک خودرو ما را به مقصد برساند.

البته از سوی دیگر، ممکن است فردی که پیاده رفت‌وآمد می‌کند با دیدن فردی که خودرو دارد، آرزو کند ای‌کاش او هم ماشین داشت و تصور کند خودرو تمام مشکلات را حل می‌کند؛ در حالی که مالکیت خودرو نیز مسئولیت‌ها و دشواری‌های خاص خود را دارد.

 هر انتخابی، رنج مخصوص خود را دارد

به بیان ساده‌تر، هر مرحله از زندگی با دشواری‌های مخصوص به خود همراه است. به تعبیر معروف، «هر انتخابی، رنجی در پی دارد.»

تجرد مشکلات خاص خود را دارد و تأهل نیز با مسئولیت‌ها و سختی‌های متفاوتی همراه است. نداشتن فرزند دشواری‌های خود را دارد و فرزن


منبع: خبرآنلاین (KhabarOnline)

بازدیدها: ۷