صدای زنده تمدن از دل زاگرس

«کرنا» نمادی زنده از حافظه فرهنگی مردم زاگرس، به‌ویژه ایل بختیاری، به شمار می‌رود. صدای غران و دوربرد کرنا نه‌تنها گوشِ دره‌ها را پر می‌کند، بلکه روایت‌گر سه‌هزار سال استمرار بی‌گسست یک سنت، از سنگ‌نگاره‌های ایلامی ایذه تا سوگ‌سروده‌های امروز کوچ‌نشینان بختیاری است.

در میان سازهای بادیِ مناطق مختلف ایران، شاید هیچ‌یک به اندازه «کرنا» در هاله‌ای از تداوم کهن، تقدس آیینی و پیوند ناگسستنی با حماسه و سوگ جمعی قرار نداشته باشد. این ساز که در گویش بختیاری «کَرِّه‌نا» یا «کُرِه‌نا» نامیده می‌شود، فراتر از یک ابزار صوتی، صدای بلند یک تمدن از دل رشته‌کوه‌های زاگرس است.

مطالعات میان‌رشته‌ایِ اخیر در حوزه مردم‌موسیقی‌شناسی، باستان‌شناسی و زبان‌شناسی تاریخی نشان داده است که کرنای بختیاری یکی از معدود نمونه‌های «میراث صوتی پیوسته» در جهان است. برخلاف بسیاری از سازهای باستانی که تنها در کاوش‌ها یا متون یادگار مانده‌اند، کرنا همچنان در بستر زنده آیین‌های سوگواری، بزرگداشت‌های ایلی و حتی برخی رخدادهای اجتماعی، کارکردی بی‌بدیل دارد.

پژوهشگران، این تداوم را مرهون دو ویژگی اساسی می‌دانند: نخست ساختار صوتی منحصربه‌فرد آن که با اقلیم کوهستانی زاگرس هم‌آوایی عمیقی دارد و دوم جایگاه آیینی آن که هرگز به حاشیه رانده نشده است.

در این مطلب درباره پیشینه، تبارشناسی و جایگاه آیینی–فرهنگی کرنا، گفت‌وگویی با آرمان موری احمدی، موسیقی‌دان و پژوهشگر حوزه موسیقی نواحی ایران، انجام شده است. او در این مصاحبه با استناد به شواهد زبان‌شناختی، باستان‌شناختی و مردم‌نگارانه، از «کرنا» به‌عنوان صدای جاودان زاگرس و میراثی که نیازمند ثبت ملی و جهانی است، یاد می‌کند. آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح این گفت‌وگو است.

ایرنا: بحث «کرنا» و پیشینه آن برای بسیاری از مخاطبان عام، ابعاد ناشناخته‌ای دارد. بفرمایید که این ساز را از منظر یک پژوهشگر موسیقی چگونه تعریف می‌کنید؟

کرنا در گویش بختیاری «کَرِّه‌نا» یا «کُرِه‌نا» نام دارد و سازی بادی از خانواده شاخی‌نی‌لبکی‌هاست؛ اما فراتر از یک ساز ساده، کرنا برای مردم زاگرس یک نماد زنده و صوتی از هویت، حماسه و سوگ جمعی است. آنچه کرنای بختیاری را از دیگر سازهای بادی جهان متمایز می‌کند، «میراث صوتی پیوسته» آن است؛ یعنی بیش از سه‌هزار سال بدون گسست کارکردی و معنایی دوام آورده است.

ایرنا: اشاره جالبی به قدمت سه‌هزارساله داشتید. بر چه اساس مستندی چنین ادعایی مطرح می‌شود؟ آیا شواهد باستان‌شناختی یا مکتوبی وجود دارد؟

قطعا. پژوهش ما بر پایه منابع میان‌رشته‌ای است. نخست، شواهد باستان‌شناختی در سنگ‌نگاره‌های ایلامی ایذه، کول‌فرح و شمی در زاگرس (۱۵۰۰ تا ۶۰۰ پیش از میلاد) نوازندگانی را نشان می‌دهد که سازهایی بادی و شاخی به طول بیش از ۱.۵ متر در دست دارند. دوم، متون کلاسیک یونانی؛ هرودوت در کتاب هفتم تاریخ خود از شیپورهای بسیار بلند پارسیان برای ساماندهی سپاه و عزاداری پس از مرگ سرداران یاد می‌کند و حتی می‌نویسد: «صدای بلندترین شیپورها و نوحه جمعی چنان بود که زمین می‌لرزید.» گزنفون هم در کوروش‌نامه، نواختن کرنا را در سوگ کوروش بزرگ توصیف کرده که روزها ادامه داشت.

ایرنا: بسیار خواندنی است. آیا در منابع ایرانیِ پس از اسلام نیز به این ساز اشاره شده است؟

بله، غافلگیرکننده نیست که بدانید ابن‌حوقل، حدودالعالم، ابن‌بطوطه و حمدالله مستوفی همگی کرنا را به کوه‌نشینان زاگرس، به‌ویژه بختیاری‌ها و لُرها، نسبت داده‌اند و بر بلندی ساز و کاربرد دوگانه آن در جنگ و سوگواری تاکید کرده‌اند. اما نقطه عطف، شاهنامه فردوسی است؛ کرنا در شاهنامه هرگز ساز بزم و طرب نیست، بلکه صدای فراخوان سپاه، آغاز نبرد و سوگ پهلوانان است. آنجا که می‌گوید: «برآمد خروشیدنِ کرنای / سپاه آمد و جنگ شد رای». این هم‌خوانیِ مستقیم با سنت زنده بختیاری در سوگواری بزرگان ایل، نشانه استمرار معنای آیینی–حماسی این ساز است.

ایرنا: چطور این تداوم را در دوره معاصر و در خود ایل بختیاری مشاهده می‌کنیم؟

گزارش‌های سیاحان اروپایی از صفویه تا قاجار، مثل پیترو دلاواله و کارستن نیبور، همگی حلقه اتصال میان متون کهن و مردم‌نگاری امروزند. در دوره معاصر، کرنا در میان طوایف هفت‌لنگ و چهارلنگ هیچ‌گاه خاموش نشده است. اما یک قاعده نانوشته و در عین حال بسیار معنادار وجود دارد: در سوگ بزرگان ایل، وقتی دسته سوگوار میهمان به آستانه عزا می‌رسد، کرنانوازان میهمان بی‌هیچ اشاره‌ای سکوت می‌کنند و در همان لحظه، کرنانوازِ خودِ صاحبان عزا با نواهای «ساز چپ» به استقبال می‌آیند. این یعنی کرنا فقط یک ساز نیست؛ یک زبان آیینی برای اعلام حضور، احترام و سوگ جمعی است.

ایرنا: ریشه خودِ واژه «کرنا» چه معنایی را منتقل می‌کند؟

از نظر زبان‌شناسی، واژه کرنا یکی از کهن‌ترین واژه‌های ایرانی است. در اوستایی به صورت kar-nāy- به معنای «نیِ کَر (بلند و غرّان)» یا «نوازنده صدای مهیب» بوده است. ریشه «kar-» به معنای غریدن، بلند کردن صدا و مهیب بودن است. در لری و بختیاری امروزی، «کَرِّه» تاکید بر صدای گوش‌خراش و مهیب دارد؛ بنابراین تبارشناسی واژه نشان می‌دهد که کرنا هیچ‌گاه معنای جنگیِ صرف نداشته، بلکه مفهومی از صدای مقدس، غرّان و لرزه‌انگیز را حمل می‌کند که با سوگواری جمعی و هیبت آیینی گره خورده است.

ایرنا: و سخن پایانی؟

کرنای بختیاری نمونه‌ای کم‌نظیر در تاریخ فرهنگ بشری است؛ سازی که طول استثنایی، تقدس صوت، پیوند با روح حماسه و تداوم سه‌هزارساله را یکجا دارد. این ساز فقط یک میراث فرهنگی ناملموس برای ثبت در فهرست‌ها نیست، بلکه صدای زنده و نفس‌دار یک تمدن در دل زاگرس است. وظیفه ما پژوهشگران و نهادهای فرهنگی، پاسداشت این «میراث صوتی پیوسته» و ثبت جهانی آن است.

استان خوزستان با بهره‌مندی از مناطق جغرافیایی به هم پیوسته، میزبان یکی از غنی‌ترین لایه‌های موسیقی ایران است؛ از نغمه‌های حماسی زاگرس‌نشینان و بختیاری‌ها در شمال و شرق، تا نواهای صبورانه و آیینی الوار گرمسیری در دشت‌های پهناور، و آواهای جانسوز موسیقی جنوب. در این میان، کرنا به عنوان صدای بلند و اصیل کوهستان، جایگاه ویژه‌ای در منظومه صوتی خوزستان دارد.